بلاشکر
مترادفها
ناسپاس، قدرنشناس
متضادها
شکرگزار، سپاسگزار
لغت نامه دهخدا
بلاشکر. [ ب َ ک َ ] ( اِخ ) قریه ای است مابین بَرَدان و بغداد، و نام آن در اشعار و اخبار آمده است. ( از معجم البلدان ).
ناسپاس، قدرنشناس
شکرگزار، سپاسگزار
بلاشکر. [ ب َ ک َ ] ( اِخ ) قریه ای است مابین بَرَدان و بغداد، و نام آن در اشعار و اخبار آمده است. ( از معجم البلدان ).