برگردیدگی
مترادفها
بازگشت، برگشت
متضادها
رفتن، پیش رفتن
لغت نامه دهخدا
برگردیدگی. [ ب َ گ َ دی دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حرکت. رحلت. کوچ. ( ناظم الاطباء ). نُقلة. ( ازمنتهی الارب ). || واژگونی و تغییر. ( ناظم الاطباء ): سَفعة؛ برگردیدگی گونه. ( از منتهی الارب ).