بخج

بخج

کلمه «بخج» ظاهراً صورتی از ریشه پخش است و به معنای چیزی که روی زمین پخش و پلا شده یا ریخته باشد به کار می‌رود. در منابع قدیم، این واژه گاهی به صورت بخچ یا پخج نیز آمده است و نشان‌دهنده نامرتبی یا پراکندگی اشیاء روی زمین است. وقتی گفته می‌شود «بخج زمین شد»، منظور ریختن یا پراکندن چیزی بر زمین است، به شکلی که نظم و ترتیب ندارد. این واژه در متون ادبی و عامیانه برای توصیف اشیاء یا اجسامی که بی‌نظم روی زمین افتاده‌اند استفاده می‌شود. بخج می‌تواند شامل وسایل، ابزار، خوراکی یا هر چیزی باشد که ریخته شده است. همچنین این واژه نشان‌دهنده عملی فیزیکی و پراکنده‌کردن یا ریختن اشیاء است. در کاربرد مجازی، بخج گاهی به معنای پراکندگی یا آشفتگی یک وضعیت نیز آمده است.

لغت نامه دهخدا

بخج. [ ب َ ] ( ص ) چیزی را گویند که بر زمین پهن شده باشد. ( فرهنگ خطی ). و ظاهراً صورتی است از پخش. بخچ. پخج. ( در تداول عامه خراسان ):
اگر بر سر مرد زد در نبرد
سر وقامتش بر زمین بخج کرد.عنصری.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز