لغت نامه دهخدا
بجیربکان. [ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از حدود گور، بسیارنعمت و آبادان و با آبهای روان. ( از حدود العالم ).
بجیربکان. [ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از حدود گور، بسیارنعمت و آبادان و با آبهای روان. ( از حدود العالم ).
شهر کیست بناحیت پارس از حدود گور بسیار نعمت و آبادان و با آبهای روان.