بجشاک تصویر معنی بجشاک لغت نامه دهخدا بجشاک. [ ب ِج َ ] ( اِ ) نعلبند. ( ناظم الاطباء ). آهنگر. ( آنندراج ). || غله فروش. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط غله فروش اقیان کاله فروش ابریشم فروشی نشائی جحلیق غمالیج