بجرات
مترادفها
با جرأت، با جسارت، شجاعانه
متضادها
با ترس، با بزدلی
لغت نامه دهخدا
بجرات. [ ب َ ج َ ] ( اِخ ) آبهاست در کوه شوران که مشرف بر عقیق مدینه است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آبهای بزرگی است در کوه شوران و مشرف بر عقیق مدینه و مصغر آن را بجیرات گویند. ( از معجم البلدان ) ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آبهاست در کوه شوران و مشرف بر عقیق مدینه است.