واژه «بَثَع» واژهای عربی و کهن است که بیشتر در متون لغوی و ادبی قدیم دیده میشود و به حالت خاصی از دگرگونی و تغییر در لبها اشاره دارد. یکی از اصلیترین معانی این واژه، سرخ و سطبر شدن لبها بر اثر خون یا ظاهر شدن خون در آنهاست؛ یعنی حالتی که لبها از شدت آسیب، فشار یا خونگرفتگی رنگی سرخ و حالتی متورم و برجسته پیدا میکنند. در توضیح این معنا گفته شده که این ویژگی مخصوص لب است و برای دیگر اندامها به کار نمیرود، بنابراین «بثع» واژهای دقیق برای توصیف تغییری خاص در ظاهر لبها به شمار میآید. این سرخی و برجستگی میتواند بر اثر زخم، فشار، گزیدگی یا حتی شدت احساسات پدید آید و در متون ادبی گاه برای تصویرسازی چهره و حالت انسان استفاده شده است. معنای دیگر «بثع» به برگشتگی یا وا شدن لبها از شدت خنده مربوط میشود؛ یعنی حالتی که انسان بسیار میخندد و لبها از شکل عادی بیرون آمده و باز و کشیده میشوند. در این کاربرد، واژه بیشتر جنبه تصویری و توصیفی دارد و حالت اغراقآمیز خنده را نشان میدهد. نویسندگان و ادیبان قدیم از چنین واژههایی برای بیان دقیق حالات چهره و احساسات انسانی استفاده میکردند تا تصویر روشنتر و زندهتری در ذهن خواننده ایجاد شود. «بثع» از آن دسته واژگان قدیمی است که امروزه در گفتار روزمره کاربردی ندارد، اما در فرهنگهای لغت و متون کهن ارزش ادبی و زبانی خود را حفظ کرده است. این واژه نشان میدهد که زبان عربی و فارسی کلاسیک برای کوچکترین تغییرات ظاهری بدن و حالتهای انسانی نیز واژههای ویژه و دقیق داشتهاند. در مجموع، «بثع» به حالتی از لب گفته میشود که یا از خون و سرخی دگرگون شده باشد یا از شدت خنده حالت برگشته و گشوده پیدا کرده باشد و در هر دو معنا، نوعی تغییر آشکار در شکل و رنگ لبها را بیان میکند.
بثع
لغت نامه دهخدا
بثع. [ ب َ ث َ ]( ع مص ) سرخ و سطبر گشتن هر دو لب از خون و این خاص است به لب. ( منتهی الارب ). ظاهر شدن خون در لب. ( از اقرب الموارد ). || برگشته گردیدن لب از خنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).