بتکوت

متضادها

سخن گفتن، داد زدن

لغت نامه دهخدا

بتکوت. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) بتکوب. ریچالی است که از مغز جوز و سیر و ماست و شبت سازند. ( ناظم الاطباء ). یک نوع حلواست. ( از فرهنگ شعوری ). و رجوع به بتکوب شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران