باطل گردانیدن
مترادفها
باطل کردن، لغو کردن، بیاعتبار کردن
متضادها
صحیح کردن، برقرار کردن، اعتبار بخشیدن، ثابت کردن، نافذ کردن
لغت نامه دهخدا
باطل گردانیدن. [ طِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) باطل گرداندن. باطل کردن. || محو کردن. نابود کردن: بعد از آن آنرا دیواری ساختند و چهار دروازه و بمدتی نزدیک آنرا باطل گردانیدند و عمارت در افزودند. ( مجمل التواریخ و القصص ).
جمله سازی با باطل گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش برای باطل گردانیدن حکم دادگاه بدون داشتن مدارک کافی، ممکن است باعث جریمههای سنگین و پیگرد قانونی برای وکلای طرف مقابل شود.
💡 هدف اصلی این شکایت، باطل گردانیدن تمامی قراردادهای امضا شده در دوران مدیریت قبلی است که با نقض شدید قوانین شرکت منعقد شده بودند.
💡 قوانین جدید ابزاری هستند تا بتوان از طریق آنها، هرگونه اقدام باطل گردانیدن حقوق قانونی شهروندان توسط نهادهای قدرتمند را مهار و کنترل کرد.