بازدارندۀ خوردگی
مترادفها
ضد خوردگی
فرهنگستان زبان و ادب
{corrosion inhibitor} [خوردگی] ماده ای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه می شود و از سرعت خوردگی می کاهد
جمله سازی با بازدارندۀ خوردگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندسان شیمی برای محافظت از لولههای فلزی در صنایع نفت و گاز، از مواد شیمیایی خاصی به عنوان بازدارنده خوردگی بسیار مؤثر استفاده میکنند.
💡 افزودن یک بازدارنده خوردگی مناسب به محیطهای اسیدی میتواند عمر مفید تجهیزات زیرساختی را به طور چشمگیری افزایش داده و هزینههای تعمیرات را کاهش دهد.
💡 در فرآیندهای صنعتی حساس، انتخاب نوع صحیح بازدارنده خوردگی برای جلوگیری از تخریب سطح فلزات، یکی از مهمترین مراحل در مدیریت سلامت تجهیزات است.