بارگشایی
مترادفها
افتتاح، گشایش
فرهنگستان زبان و ادب
{unpacking} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] خالی کردن بار از بارگنج
ویکی واژه
خالی کردن بار از بارگنج.
جمله سازی با بارگشایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مراسم بارگشایی این مرکز فرهنگی بزرگ با حضور مقامات دولتی و هنرمندان برجسته برگزار شد تا مسیر جدیدی برای آموزش هنر به جوانان باز شود.
💡 مدیر سازمان در سخنرانی خود به اهمیت بارگشایی دریچههای جدید دانش و تجربه در محیطهای آموزشی برای رشد فکری دانشآموزان و دانشجویان تاکید فراوان نمود.
💡 با انجام این پروژه عمرانی عظیم، بارگشایی مسیرهای جدید جادهای در مناطق محروم باعث تسهیل تردد مردم و بهبود وضعیت اقتصادی ساکنان آن نواحی خواهد شد.