ایینه زدائی

مترادف‌ها

صیقل دادن آینه، پاک کردن آینه

متضادها

کدر کردن، آلوده کردن

لغت نامه دهخدا

( آیینه زدائی ) آیینه زدائی. [ ن َ / ن ِ زَ/ زِ / زُ ] ( حامص مرکب ) شغل آیینه زدای. روشن گری.

کلمات مرتبط