اکتزیاس

مترادف‌ها

وجد، خلسه، شور

متضادها

افسردگی، بی‌حالی، خمودگی

لغت نامه دهخدا

اکتزیاس. [ ] ( اِخ ) کتزیاس. طبیب و مورخ که سالها در خدمت اردشیر درازدست کیانی معروف به بهمن بود و تاریخ و جغرافیای ایران را نوشته اما افسوس که آن مفقود شده و از میان رفته. چیزی که از آن مانده چند صفحه نامرتب از تاریخ است. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به کتزیاس شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران