اهتیاج
مترادفها
نیاز، ضرورت، فقر
لغت نامه دهخدا
اهتیاج. [ اِ ] ( ع مص ) برانگیخته شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). انگیخته شدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
بر انگیخته شدن
نیاز، ضرورت، فقر
اهتیاج. [ اِ ] ( ع مص ) برانگیخته شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). انگیخته شدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
بر انگیخته شدن