انکراث
لغت نامه دهخدا
انکراث. [ اِ ک ِ ] ( ع مص ) سپری شدن و بریده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انقطاع. ( از اقرب الموارد ).
انکراث. [ اِ ک ِ ] ( ع مص ) سپری شدن و بریده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انقطاع. ( از اقرب الموارد ).