انفقاع

مترادف‌ها

شکستن، ترکیدن، پاره شدن

لغت نامه دهخدا

انفقاع. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) شکافته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انشقاق. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران