انحساف
متضادها
پایداری، استقامت، مستقیم بودن
لغت نامه دهخدا
انحساف. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) ریزه ریزه شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انفتات. ( از اقرب الموارد ).
پایداری، استقامت، مستقیم بودن
انحساف. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) ریزه ریزه شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انفتات. ( از اقرب الموارد ).