انحجاف
متضادها
عدالت، انصاف، حق
لغت نامه دهخدا
انحجاف. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) زاری کردن و تضرع نمودن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تضرع. ( از اقرب الموارد ).
عدالت، انصاف، حق
انحجاف. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) زاری کردن و تضرع نمودن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تضرع. ( از اقرب الموارد ).