امقات

لغت نامه دهخدا

امقات. [ اِ ] ( ع مص ) گویند: ما امقته عندی؛ او دشمن داشته شده است در نزدمن و ما امقتنی له؛ من او را دشمن گرفتم و صیغه امقت را بعضی صیغه تعجب دانسته و بعضی از باب افعال گفته اند. ( ناظم الاطباء ).