امشاطی
مترادفها
شانه زن، آرایشگر
لغت نامه دهخدا
امشاطی. [ اَ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اَمشاط ( شانه ها ) و فروش آن. ( از انساب سمعانی ).
امشاطی. [ اَ ] ( اِخ ) ابویحیی زکریابن زیاد، از مردم بصره و از روات بود. ( از انساب سمعانی ).
شانه زن، آرایشگر
امشاطی. [ اَ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اَمشاط ( شانه ها ) و فروش آن. ( از انساب سمعانی ).
امشاطی. [ اَ ] ( اِخ ) ابویحیی زکریابن زیاد، از مردم بصره و از روات بود. ( از انساب سمعانی ).