الی غیرالنهایه
مترادفها
تا بینهایت، تا بیکران، تا بیانتها
متضادها
محدود، منتهی
لغت نامه دهخدا
( الی غیرالنهایة ) الی غیرالنهایة. [ اِ لا غ َ رِن ْ ن ِ ی َ ] ( ع ق مرکب ) همیشه و دائماً. ( ناظم الاطباء ). تا بی نهایت.
فرهنگ عمید
بی کران، بی پایان.
فرهنگ فارسی
بی نهایت بی اندازه بی کران بی پایان.، همیشه و دائما