القهلمان
مترادفها
پیر، سالخورده
متضادها
جوان
لغت نامه دهخدا
القهلمان. [ ] ( اِخ ) نام یکی از طبیبان نصرانی قریب عهد یا معاصر اسکندرانیان.رجوع به عیون الانباء ج 1 ص 109 و کلمه قهلمان شود.
پیر، سالخورده
جوان
القهلمان. [ ] ( اِخ ) نام یکی از طبیبان نصرانی قریب عهد یا معاصر اسکندرانیان.رجوع به عیون الانباء ج 1 ص 109 و کلمه قهلمان شود.