اغنس

لغت نامه دهخدا

( آغنس ) آغنس. [ ن ُ ] از یونانی ویتکس آگنوس. پنج انگشت. فنجنکشت. بنطافلن. بنطاباطیس. بنطاطومن. بنطادقطولن. ذو خمسة اوراق. ذو خمسة اصابع. دل آشوب. سکسنبویه. فقد. فقده. سیسبان. اثلق. فنطافلون. و آغلیس و آغیش مصحف این کلمه است.
اغنس. [ اَ ن َ ] ( اِ ) پنج انگشت. ( یادداشت مؤلف ).ابن البیطار گوید: این کلمه یونانی است و معنی آن ظاهر است. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به پنج انگشت شود.
اغنس. [ اَ ن ُ ]( اِ ) ابن البیطار گوید: این کلمه یونانی است و معنی آن ظاهر است. پنج انگشت.