اعیذب
مترادفها
بادیهنشین، بیابانگرد
لغت نامه دهخدا
اعیذب. [ اُ ذِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز. شغل اهالی زراعت و گله داری است و در تابستان راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با اعیذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زندگی اعیذب در بیابانهای سوزان و خشک، نیازمند صبر بسیار زیاد و دانش عمیق در زمینه مسیریابی و مدیریت منابع محدود آب و غذا بود.
💡 داستانهای قدیمی از شجاعت و مهماننوازی اعیذب در دل صحرا حکایت میکنند که هنوز هم در فرهنگهای محلی آن منطقه بسیار شنیده میشود.
💡 ساختار اجتماعی اعیذب بر پایه قبایل و پیوندهای خونی استوار بود که در آن هر فرد وظایف مشخصی را برای حفظ امنیت گروه خود بر عهده داشت.