اعثاق
لغت نامه دهخدا
اعثاق. [ اِ ] ( ع مص ) فراخ و ارزان گردیدن سال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فراخ و دراز گردیدن سال. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با اعثاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در معاملات بزرگ حقوقی و تجاری، تنظیم دقیق اعثاق و وثیقهها برای تضمین حقوق طرفین قرارداد و جلوگیری از خسارات احتمالی در آینده بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 سیستم بانکی برای جلوگیری از ریسکهای مالی، از مجموعهای از اعثاق معتبر استفاده میکند تا در صورت عدم بازپرداخت وام، داراییهای تضمینشده را مدیریت نماید.
💡 وکلای متخصص در زمینه امور مالیاتی و حقوقی، بر اهمیت مستندسازی تمامی اعثاق و قراردادهای مربوط به املاک و مستغلات برای حفظ اموال تاکید زیادی دارند.