اطمئنان
مترادفها
آرامش، یقین، اطمینان
متضادها
شک، تردید، اضطراب، نگرانی، بیقراری
لغت نامه دهخدا
اطمئنان. [ اِ م ِءْ ] ( ع مص ) اطمینان. رجوع به اطمینان شود.
فرهنگ فارسی
اطمینان
آرامش، یقین، اطمینان
شک، تردید، اضطراب، نگرانی، بیقراری
اطمئنان. [ اِ م ِءْ ] ( ع مص ) اطمینان. رجوع به اطمینان شود.
اطمینان