اطغاء

لغت نامه دهخدا

اطغاء. [ اِ ] ( ع مص ) اطغاء مال و جز آن؛ طاغی قراردادن کسی را. ( از اقرب الموارد ). طاغی کردن مال، کسی را، یقال: اَطْغاه المال. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). به طغیان برانگیختن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). تطغیه. ( اقرب الموارد ). طاغی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14 ) ( زوزنی ). نافرمان کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طاغی گردانیدن. || بر ستم انگیختن. ( منتهی الارب ). || گمراه کردن. ( یادداشت مؤلف ).

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز