اطاره
لغت نامه دهخدا
اطاره. [ اِ رَ ] ( ع مص ) رجوع به اطارة شود.
فرهنگ فارسی
پرانیدن. رماندن و پرانیدن بپرانیدن. یا اطاره مال تقسیم کردن آن. بخش بخش کردن مال را. یا شکافتن. بلغت یمن.
اطاره. [ اِ رَ ] ( ع مص ) رجوع به اطارة شود.
پرانیدن. رماندن و پرانیدن بپرانیدن. یا اطاره مال تقسیم کردن آن. بخش بخش کردن مال را. یا شکافتن. بلغت یمن.