اشوبندگی
مترادفها
آشوب، ناآرامی، بینظمی، تلاطم، هرج و مرج
متضادها
نظم، آرامش، سکون، انضباط
لغت نامه دهخدا
( آشوبندگی ) آشوبندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) کیفیت و چگونگی آشوبنده.
آشوب، ناآرامی، بینظمی، تلاطم، هرج و مرج
نظم، آرامش، سکون، انضباط
( آشوبندگی ) آشوبندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) کیفیت و چگونگی آشوبنده.