اشباک

لغت نامه دهخدا

اشباک. [ اِ ] ( ع مص ) چاههای همدیگر قریب کندن. ( منتهی الارب ). چاهها نزدیک یکدیگر کندن. چاههای قریب بیکدیگر کندن.
اشباک. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ شبکة. دامها. ( غیاث ).
اشباک. [ اَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند، در 91 هزارگزی جنوب باختری شوسف، 27 هزارگزی جنوب میغان. دره، گرمسیر. سکنه آن 33 تن. آب آنجا از قنات. محصول غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. ۹۱ هزار گزی جنوب باختری شوسف ۲۷ هزار گزی جنوب میغان. دره گرمسیر.

دانشنامه عمومی

اشباک روستایی در دهستان میغان بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۴۷ نفر ( در ۱۷ خانوار ) بوده است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز