لغت نامه دهخدا
اسغام. [ اِ ] ( ع مص ) بسیار اذیت رسانیدن به دل. بسیار اذیت رسانیدن دل کسی را. || اُسغم الغلام ُ ( مجهولاً )؛ ای سُغم َ؛ فربه و بنازپرورده گردید. ( از منتهی الارب ).
اسغام. [ اِ ] ( ع مص ) بسیار اذیت رسانیدن به دل. بسیار اذیت رسانیدن دل کسی را. || اُسغم الغلام ُ ( مجهولاً )؛ ای سُغم َ؛ فربه و بنازپرورده گردید. ( از منتهی الارب ).
بسیار اذیت رسانیدن بدل