اسطهبانات
مترادفها
ظرفها، کاسهها
لغت نامه دهخدا
اسطهبانات. [ اِ طَ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس ببراکوه نهاده، کم مردم و با کشت و برز بسیار. ( حدود العالم ). رجوع به اصطهبانات شود.
ظرفها، کاسهها
اسطهبانات. [ اِ طَ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس ببراکوه نهاده، کم مردم و با کشت و برز بسیار. ( حدود العالم ). رجوع به اصطهبانات شود.