استیساء
مترادفها
سوء برداشت، اشتباه، کجفهمی
متضادها
رضایت، خشنودی
لغت نامه دهخدا
استیساء. [ اِ ] ( ع مص ) استئساء. یاری خواستن. با کسی گفتن که با من مواسا کن. ( تاج المصادر بیهقی ). یاری طلبیدن.
سوء برداشت، اشتباه، کجفهمی
رضایت، خشنودی
استیساء. [ اِ ] ( ع مص ) استئساء. یاری خواستن. با کسی گفتن که با من مواسا کن. ( تاج المصادر بیهقی ). یاری طلبیدن.