استنفاد
متضادها
تامین، پر کردن، ذخیره کردن
لغت نامه دهخدا
استنفاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نیست ساختن. نیست کردن. اِفناء. || کوشش و توان خود را درباختن. ( منتهی الارب ). تمام توانائی خود را بکار بستن. درباختن کوشش و توان خود را. تمام کار بستن توانائی خویش. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
نیست ساختن
جمله سازی با استنفاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت برای جلوگیری از بحرانهای احتمالی، سیاستهای جدیدی را برای استنفاد بهینه از منابع آب زیرزمینی و ذخایر طبیعی اتخاذ کرده است.
💡 فرآیند استنفاد منابع معدنی بدون توجه به مسائل زیستمحیطی، میتواند باعث تخریب گسترده اکوسیستمهای طبیعی و نابودی تنوع زیستی منطقه شود.
💡 مدیریت هوشمندانه و استنفاد تدریجی از منابع مالی، کلید موفقیت هر سازمان در مواجهه با چالشهای اقتصادی و نوسانات بازار است.