استرحال

مترادف‌ها

بازنشستگی، عزلت، گوشه‌نشینی

متضادها

استخدام، ادامه خدمت، فعالیت

لغت نامه دهخدا

استرحال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کوچ خواستن از کسی. ( منتهی الارب ). || پالان برکردن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با استرحال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از سال‌ها تلاش بی‌وقفه و خدمت صادقانه به جامعه، آن پیرمرد بزرگ سرانجام در آرامش کامل به استرحال رفت و همه بر او گریستند.

💡 فیلسوفان معتقدند که استرحال روح پس از مرگ، می‌تواند فرآیند رسیدن به کمال و خروج از بندهای مادی و فیزیکی این جهان گذرا باشد.

💡 در متون کهن، مفهوم استرحال اغلب به معنای یافتن آرامش در خلوت و دوری از هیاهوی دنیا برای رسیدن به مرتبه‌ای بالاتر از معنویت است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران