استذماء
مترادفها
تحقیر، خوار کردن
متضادها
تکریم، احترام، عزت
لغت نامه دهخدا
استذماء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در پی چیزی رفتن و آنرا ستاندن. جستن چیزی را نزد کسی و گرفتن آنرا: استذمیت ما عنده. ( منتهی الارب ).
تحقیر، خوار کردن
تکریم، احترام، عزت
استذماء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در پی چیزی رفتن و آنرا ستاندن. جستن چیزی را نزد کسی و گرفتن آنرا: استذمیت ما عنده. ( منتهی الارب ).