استجعال
مترادفها
عجله، شتاب
لغت نامه دهخدا
استجعال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بگشن آمدن نر ماده را. ( تاج المصادر بیهقی ): استجعال کلبه؛ گشن خواه شدن ماده سگ. ( از منتهی الارب ). به ایغُر جستن درآمدن سباع ماده.
عجله، شتاب
استجعال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بگشن آمدن نر ماده را. ( تاج المصادر بیهقی ): استجعال کلبه؛ گشن خواه شدن ماده سگ. ( از منتهی الارب ). به ایغُر جستن درآمدن سباع ماده.