استباحه در زبان عربی به معنای مباح شمردن، آزاد کردن یا اجازه دادن برای انجام کاری است. به بیان سادهتر، یعنی چیزی دیگر ممنوع یا محذور نیست و انجام آن مجاز است. البته در منابع لغوی و تاریخی، گاهی معنای منفی نیز دارد و به معنای غصب یا تصرف چیزی بدون اجازه صاحب آن آمده است. در فقه، استباحه به معنای شرعی «استحلال یا مباح شمردن چیزی» است، یعنی کاری که پیشتر محدود یا حرام بوده، با حکم شرعی یا شرایط خاص، مباح میشود. مانند حلال شدن رابطه جنسی از طریق عقد نکاح یا مجاز شدن به خوردن گوشت حرام برای حفظ جان در شرایط ویژه و اضطراری. موارد مهم فقهی آن شامل استباحه در طهارت است؛ به این معنا که وضو، غسل یا تیمم با نیت استباحه، به شخص اجازه میدهد به عبادتی که طهارت شرط آن است وارد شود، بدون اینکه الزاماً همه موانع شرعی بهطور کامل رفع شده باشد.
استباحه
لغت نامه دهخدا
( استباحة ) استباحة. [ اِ ت ِ ح َ ]( ع مص ) مباح کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). حلال کردن. روا کردن. || مباح یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). حلال یافتن. || از بن برکندن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). از بیخ کندن. ریشه کن کردن. استیصال: استباحهم؛ از بن برکند آنان را. ( منتهی الارب ).