استاء
مترادفها
بیزار شدن، خسته شدن، دلزده شدن
متضادها
رضایت، خشنودی
لغت نامه دهخدا
استاء. [ اِ ]( ع مص ) بافتن جامه را: استی الثوب. ( منتهی الارب ).
بیزار شدن، خسته شدن، دلزده شدن
رضایت، خشنودی
استاء. [ اِ ]( ع مص ) بافتن جامه را: استی الثوب. ( منتهی الارب ).