واژه «ازدران» در متون کهن عربی و فارسی به صورت تثنیه به کار رفته و در اصل به معنای «هر دو شانه» یا دو بخش همعرض در دو سوی بدن انسان است که به صورت طبیعی در ساختار بدن قرار دارند. این واژه در کاربردهای لغوی قدیم برای اشاره به ناحیه شانهها استفاده میشده و گاهی در توصیف حالت بدن یا حرکت دستها نیز به کار میرفته است. در برخی متون، «ازدران» علاوه بر معنای اصلی جسمانی، به صورت کنایهای نیز آمده و برای بیان حالتی از بینیازی یا تهیدستی به کار رفته است، به این معنا که فرد با دستهای خالی و بدون همراه داشتن چیزی در حال حرکت یا آمدن است. این کاربرد نشان میدهد که واژه علاوه بر معنای کالبدی، ظرفیت معنایی استعاری نیز پیدا کرده است. همچنین در برخی منابع لغوی، برای «ازدران» معنای دیگری نیز ذکر شده که آن را نام دو رگ در ناحیه میان پشت چشم و گوش معرفی میکند و به یک ساختار آناتومیکی در سر انسان اشاره دارد. این نشان میدهد که واژه در متون قدیم هم در حوزه بدنشناسی و هم در توصیفهای کنایی به کار رفته است. در هر دو کاربرد، محور اصلی معنا به بخشهای مرتبط با بدن انسان بازمیگردد، چه در سطح شانهها و چه در نواحی سر. این واژه از نظر تاریخی بیشتر در متون لغوی و ادبی قدیم دیده میشود و در زبان امروز کاربرد رایج ندارد.
ازدران
لغت نامه دهخدا
ازدران. [ اَدَ ] ( ع اِ ) ( بصیغه تثنیه ) هر دو شانه. ( منتهی الارب ): جاء یضرب بازدریه؛ آمد فارغ و تهی دست از هر چیزی. || نام دو رگست میان دنبال چشم و گوش.