کلمهی «ارماخ» یک فعل مصدری قدیمی در فارسی است که معانی متعددی دارد. اصلیترین معنای آن فربه شدن یا فربه گردیدن است و برای اشاره به افزایش وزن و گوشتالود شدن به کار میرود. علاوه بر این، «ارماخ» به معنای نرم شدن و رام گردیدن نیز استفاده شده و گاهی برای توصیف تغییر رفتار یا خوی حیوانات به کار میرود. در متون کهن فارسی، مانند منتهیالأرب، این واژه در اصطلاحات خاصی نیز آمده است؛ برای مثال «ارماخ دابه» به معنای دندان برآوردن حیوان و «ارم-اخ نخله» به معنای غوره برآوردن خرما است. از دید زبانشناسی، «ارماخ» نشاندهنده تغییر حالت، نمو یا آماده شدن است و هم کاربرد فیزیکی (فربه شدن) دارد و هم کاربرد رفتاری یا اخلاقی (نرم و رام شدن). این واژه در متون ادبی و تاریخی فارسی برای توصیف رشد، تغییر و تحول در موجودات زنده یا گیاهان به کار رفته است و بار معنایی غنی و چندبعدی دارد.
ارماخ
لغت نامه دهخدا
ارماخ. [ اِ ] ( ع مص ) فربه شدن. فربه گردیدن. || نرم شدن و رام گردیدن. || ارم-اخ نخله؛ غوره برآوردن خرمابن. || ارماخ دابه؛ دندان برآوردن آن. ( منتهی الأرب ).