ارغه
لغت نامه دهخدا
ارغه. [ اَ غ َ / غ ِ ] ( ص ) اَرقه.عَرْقه. در تداول عامه، سخت زیرک. سخت گربز و بد.
فرهنگ معین
(اَ غَ ) (ص. ) (عا. ) نک ارقه.
فرهنگ عمید
زیرک، مکار.
فرهنگ فارسی
زیرک، رند، مکار، پشت هم انداز
سخت زیرک
ویکی واژه
(عا.)
نک ارقه.
ارغه. [ اَ غ َ / غ ِ ] ( ص ) اَرقه.عَرْقه. در تداول عامه، سخت زیرک. سخت گربز و بد.
(اَ غَ ) (ص. ) (عا. ) نک ارقه.
زیرک، مکار.
زیرک، رند، مکار، پشت هم انداز
سخت زیرک
(عا.)
نک ارقه.