لغت نامه دهخدا
ادبساس. [ اِ ب ِ ] ( ع مص ) سرخ سیاه گشتن اسب. ( منتهی الارب ). سیاه و سرخ شدن اسب و مرغ. ( تاج المصادر بیهقی ). سیاه و سرخ شدن، چنانکه رنگ او بر هر دو زند.
ادبساس. [ اِ ب ِ ] ( ع مص ) سرخ سیاه گشتن اسب. ( منتهی الارب ). سیاه و سرخ شدن اسب و مرغ. ( تاج المصادر بیهقی ). سیاه و سرخ شدن، چنانکه رنگ او بر هر دو زند.