اختلاجات
مترادفها
لرزشها، تلاطمها
متضادها
ثبات، آرامش
لغت نامه دهخدا
اختلاجات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اختلاج: اختلاجات اعضاء. اختلاجات اندامها.
جمله سازی با اختلاجات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نوسانات شدید بازار و اختلاجات اقتصادی باعث شده است که بسیاری از سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری وارد پروژههای جدید شوند.
💡 دانشمندان در آزمایشگاههای پیشرفته خود، دقیقترین اندازهگیریها را برای جلوگیری از هرگونه اختلاجات ناخواسته در جریان آزمایش انجام میدهند.
💡 اختلاجات جوی در مناطق کوهستانی ممکن است باعث تغییر ناگهانی وضعیت آب و هوا و ایجاد طوفانهای شدید در کوتاهترین زمان شود.