اختباط واژهای است که به چند معنی به کار رفته است و بیشتر در متون کهن دیده میشود. یکی از معانی آن این است که کسی بدون آشنایی، خویشاوندی یا سابقهای قبلی، از دیگری درخواست کمک یا بخشش کند. به بیان ساده، یعنی از فردی که رابطهای با او نداری انتظار نیکی و احسان داشته باشی. معنی دیگر آن به کاری اشاره دارد که با چوب به شاخههای درخت بزنند تا برگها بریزد، مثلاً برای خوراک دام. همچنین به حرکت دست یا پا بر زمین زدن نیز اختباط گفته شده است. در برخی کاربردها، این واژه به معنای بیراه رفتن یا بدون هدف حرکت کردن آمده است. بنابراین این کلمه بسته به جمله میتواند معنی متفاوتی داشته باشد. اختباط امروزه کمتر در گفتار روزمره استفاده میشود و بیشتر کاربرد آن در متون قدیمی و ادبی است.
اختباط
لغت نامه دهخدا
اختباط. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) انعام جستن بی شناسائی از کسی. احسان خواستن بی قرابت و سابقه احسان. ( منتهی الارب ). نزدیک کسی شدن تا با تو نیکوئی کند بی قرابتی و وسیلتی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || اختباط ورق بعصا؛ بعصا برگ از درخت ریختن. بلگ از درخت فرودکردن برای چاروا. برگ ریختن با چوب از درخت. برگ از درخت فرودکردن از برای چهارپا. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || دست یا پای بزمین زدن.
- اختباط بعیربه دست؛ دست بزمین زدن اشتر.
|| بی راه رفتن. || در شب سؤال کردن از جهت شرم و عار. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
انعام جستن بی شناسائی از کسی