احیاج

مترادف‌ها

نیاز، احتیاج، ضرورت

متضادها

بی‌نیازی، استغناء

لغت نامه دهخدا

احیاج. [ اِح ْ ] ( ع مص ) درخت حاج رویانیدن زمین. اشترغاز رویانیدن. حشیشةالجمال رویانیدن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران