احکومه
حکومت واژهای است عربی که در زبان فارسی به عنوان اسم به کار میرود. این واژه در اصل به معنای داوری، قضاوت و امر و نهی کردن است و دلالت بر اعمال قدرت و مدیریت در یک جامعه یا سرزمین دارد. در گسترهی مفاهیم سیاسی و اجتماعی، حکومت به ساختاری سازمانیافته اطلاق میشود که بر پایهی قوانین و مقررات مشخص، ادارهی امور عمومی، تأمین نظم، برقراری عدالت و هدایت کلان جامعه را بر عهده دارد. این نهاد، نمایندهی ارادهی ملت و مجری سیاستها در عرصههای داخلی و بینالمللی محسوب میگردد.
اشکال و شیوههای حکومتداری در ادوار مختلف تاریخی و در میان ملل گوناگون، دارای تنوع و تفاوتهای بسیاری بوده است. از حکومتهای متمرکز و فدرال گرفته تا جمهوری و پادشاهی، همگی در صددند تا با اتکا به مشروعیتی که کسب میکنند، به ادارهی امور کشور و صیانت از حقوق شهروندان بپردازند. بنابراین، حکومت نهادی اساسی و کانونی در مطالعهی علم سیاست و حقوق عمومی به شمار میآید.
متضادها
بیقانونی، هرج و مرج
لغت نامه دهخدا
( احکومة ) احکومة. [ اُ م َ ] ( ع اِ ) داوری. حکومت.
فرهنگ فارسی
داوری حکومت
جمله سازی با احکومه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بحثهای سیاسی و حقوقی، اصطلاح احکومه معمولاً به معنای اقتدار و قدرت حکومتی است که وظیفه اجرای قوانین و حفظ نظم جامعه را بر عهده دارد.
💡 اعمال احکومه توسط دولتها باید همواره در چارچوب قوانین اساسی و با رعایت اصول عدالت و حقوق بنیادین شهروندان صورت گیرد تا مشروعیت حفظ شود.
💡 بسیاری از نظریات سیاسی مدرن، رابطه میان قدرت احکومه و آزادیهای فردی را به عنوان یکی از مهمترین چالشهای دوران معاصر میدانند.