احصال
مترادفها
بهدست آوردن
متضادها
از دست دادن، فقدان
لغت نامه دهخدا
احصال. [ اِ ] ( ع مص ) احصال نخل؛ غوره کردن خرمابُن. ( منتهی الارب ). باغوره شدن خرما. ( تاج المصادر ).
فرهنگ فارسی
احصال نخل غوره کردن خرما بن
بهدست آوردن
از دست دادن، فقدان
احصال. [ اِ ] ( ع مص ) احصال نخل؛ غوره کردن خرمابُن. ( منتهی الارب ). باغوره شدن خرما. ( تاج المصادر ).
احصال نخل غوره کردن خرما بن