احسار
لغت نامه دهخدا
احسار. [ اِ ] ( ع مص ) اِحسار بعیر؛ مانده کردن شتر را براندن. ( منتهی الارب ). رنجانیدن اشتر. ( تاج المصادر ).
فرهنگ فارسی
رنجانیدن شتر
احسار. [ اِ ] ( ع مص ) اِحسار بعیر؛ مانده کردن شتر را براندن. ( منتهی الارب ). رنجانیدن اشتر. ( تاج المصادر ).
رنجانیدن شتر