لغت نامه دهخدا
اجباب. [ اِ ] ( ع مص ) اجباب لبن؛ کفک آوردن شیر.
اجباب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جُب.
اجباب. [ اَ ] ( اِخ ) گویند وادئی است و گویند آبهائی است در حمی ضرّیه و معروف است. و مهب باد شمال است... اصمعی گوید اجباب از میاه بنی ضبینة است. ( معجم البلدان ).